۲۵ مرداد ۱۳۸۵

مردم فراموش شده


وقتی به رفتار داخلی جمهوری اسلامی نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم که تنها عاملی که هیچ اهمیتی برای آنها ندارد، مردم ایران هستند. در رفتارهای انتخاباتی که نقش مردم پررنگ‌تر می‌شود، هر کسی برای رأی جمع کردن و نه برای مردم، آن‌ها را ارج و قرب می‌دهد و شعارهای عوام‌پسند سر می‌دهد. انتخابات اخیر، نمونه‌ی بارز این رفتار است. اکبر رفسنجانی برای جذب قشر جوان، دست به اقداماتی زد که خود در دوره‌ی ریاست جمهوری‌اش آن‌ها را تقبیح می‌کرد و حتی با آن‌ها برخورد می‌کرد. مهدی کروبی با وعده‌ی عجیب حقوق ماهیانه سعی در جذب آرای مردم داشت. محمود احمدی‌نژاد با نزدیک شدن به قشر کم‌درآمد و قشر مذهبی جامعه، با سر دادن شعارهای دولت مهرورزی و عدالت علی و اقتصاد اسلامی توانست این دو قشر فاقد بینش را به خود جذب کند و در نهایت هم، گذشته از اتهامات تقلب، موفق شد. ولی هنگامی که به سمت رئیس جمهوری رسید وعده‌های خود را فراموش کرد، و تنها نامی از شعارهایش باقی ماند. حتی در مقابل پرسش‌های خبرنگاران، که به گفته‌ای زبان مردم هستند، از مواضع خود دفاع می‌کند که « نه، من تمام وعده‌های خود را عملی کردم و یا در حال انجام است.» و حتی خبرنگاران را، در بعضی سؤالات به سخره می‌گیرد و با جواب‌های بی‌ربط و بی‌منطق آنها را بی‌جواب می‌گذارد. این رفتار به جز بی ارزش تلقی کردن خبرنگاران و به دنبال آن مردم، چه معنی دیگری می‌تواند داشته باشد.
در معادلات سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران مردم، جز برای تبلیغات و گاهی هم برای تأیید اقدامات سخیف آنها، هیچ جایگاهی ندارند. حکومتی که ادعای مردم سالاری دینی‌اش به آسمان‌ها می‌رسد، ولی برای همان مردمی که آنها را حامی موهوم خود می‌داند هیچ ارزشی قائل نیست. این مسأله بیش از پیش در رفتار دولت نهم نمایان است، آنجایی که سخنگوی دولت به راحتی و بدون هیچ درد وجدانی، گرانی شدید سال جدید را توطئه‌ی عده‌ای وطن‌فروش و مخالف نظام می‌داند و آن را دروغ می‌داند، و یا آنجایی که بدون در نظر گرفتن عواقب زیاد کردن دست‌مزد کارگران، این کار را می‌کند و باعث بی‌کار شدن عده‌ی بی‌شماری از کارگران می‌شود، مردم چه جایگاهی در ذهن فاسد و بسته‌ی دولت‌مردان جمهوری اسلامی دارند. به امید یافتن ارزش گمشده‌ و فراموش شده‌مان.

هیچ نظری موجود نیست: