۰۴ آذر ۱۳۸۵

دغدغه‌ی آزادی

« آن چه اهمیت دارد و باید با آن جنگید، نه هرج و مرج است و نه استبداد. فقط بی‌قیدی و بی‌تفاوتی مردم است که می‌تواند منشاء بروز هرج و مرج یا ظهور خودکامگی بشود.»
این گفته‌ی توکویل، سیاست‌شناس قرن نوزدهم فرانسه، چه عجیب به زمان ما می‌ماند. در زمانی که ایران مبارزه با استبداد را تجربه کرده است، و هر مبارزه‌ای جز به استبدادی دیگر راه نبرده است. چرا؟
شاید جواب را در خودمان بتوان جست. مایی که با ۹۸ درصد آراء به جمهوری اسلامی، آری گفتیم. حذبی که حتی اواخر دوره‌ی پهلوی با شعارهای معیشتی و اسلامی سربرآورد.؛ و نتیجه‌ی آن را دیدیم؛ نزول ارزش پول، از دست دادن وجه‌ی بین‌المللی، پایین آمدن سطح زندگی در شهرها، و تمام نابرابری‌ها که می‌بینیم. مایی که در سال ۱۳۷۶ دولت اصلاحات را با شعارهای فرهنگی و آزادی‌طلبی برگزیدیم. و نتیجه‌ی آن را دیدیم،؛ بازتر شدن فضای سیاسی، بهبود وجه‌ی ایران در صحنه‌های بین‌المللی، خودکفایی ایران در تولید گندم. اما باز به دولتی آری گفتیم، با همان شعارهای جمهوری اسلامی، شعارهایی مثل آوردن نفت به سر سفره‌ی مردم و کوتاه کردن دست فاسدان اقتصادی حکومت. گذشته از زمزمه‌هایی مبنی بر تقلب در انتخابات ۸۴، اما مگر چند درصد از آن آراء تقلبی بود. چرا؟ آری ما بی‌تفاوتیم؛ نسبت به اتفاقاتی که اطرافمان می‌افتد، نسبت به تصمیماتی که گرفته می‌شود،‌ نسبت به شعارهایی که داده می‌شود. کسی از ما دغدغه‌ی آزادی ندارد. ما به امروزمان می‌اندیشیم.

۲۸ آبان ۱۳۸۵

زبان تند و بی‌فایده

در این قسمت می‌خواهم در مورد مطلب قبلی چیزی بگویم. همان طور که خود ملاحظه کردید مطلب قبلی یک مقدار تند بود و در آن از کلمات به دور از ادب استفاده شده بود. راستش را بخواهید من می‌دانم که زبان تند و احساسی فایده و کاربردی ندارد، و آن مطلب را هم بلا فاصله بعد از دیدن فیلم استقبال از خامنه‌ای نوشتم، به همین دلیل، نوشته‌ای از روی احساس است. به آن بیشتر می‌توان از لحاظ تخلیه‌ی روانی نگاه کرد تا تحلیلی منطقی. در هر حال اگر توهینی شد و حرف نامربوطی زده شد، متأسفم.

۲۰ آبان ۱۳۸۵

استقبالی بزرگ اما غم‌انگیز

امروز مردم استان سمنان، به خصوص شهرستان شاهرود با به خیابان ریختن و استقبال از رهبر فرزانه جمهوری اسلامی ایران، بار دیگر حمایت خود را از سیاست‌ها و روند حکومت‌داری جمهوری اسلامی نشان دادند. خاک بر سرشان. تف به ذاتشان. آخه چرا؟ مگر چه خوبی از این حکومت و از اون دست شکسته‌ی بی‌همه چیز دیدند که این گونه به استقبال او آمدند. زیاد شدن آمار فقر و بدبختی مردم، نقطه‌ی مثبتی در جمهوری اسلامی است یا افزایش واردات و بدبختی تولید کنندگان. شعارهای توخالی احمدی‌نژاد به مزاق شما خوش آمده یا توجیهات مزخرف الهام. آخه چرا می‌ریزید تو خیابون؛ از چیه این حکومت راضی هستین که این جوری از عامل بدبختی ایران و ایرانی استقبال می‌کنین. دیگه نمی‌دونم چی بگم، از این همه صبر و جهل و بدبختی. گاهی وقتا به بعضی دوستان حق می‌دم که می‌گن این مردم حقشونه. ولی آیا این مردم به خواست خودشون آمدن یا باز هم با زور تهدید و وعده‌ی پول و غیره. در هر صورت ای مردم ایران تا وقتی که این گونه استقبال می‌کنید وضعیت ایران همین است که هست.