۱۰ آذر ۱۳۸۵

چگونه باز گردم؟

چندی پیش در برنامه‌ی «دراستان» عده‌ای از سارقین منازل را نشان می‌داد که آن‌ها را لباس پوشانده و کلاه بوقی بر سرشان، در شهر می‌گرداندند. از یکی از این سارقین پرسیدند که چه دارد بگوید؛ او که اشک می‌ریخت، با لحنی ناراحت گفت: «جوونا برن کار کنن، روزی دو هزار تومن هم بهتر از اینه که آبروشون بره.»
آبرو. آن جوان به نکته‌ی خوبی اشاره کرد و این سؤال را در ذهن من به وجود آورد که آیا این رفتار با سارقین درست است؟ آیا آن سارق پس از این، دیگر به دزدی روی نمي‌آورد؟ اگر روزی او بخواهد به جامعه برگردد، چگونه و با کدام چهره می‌تواند به زندگی ادامه دهد؟ حتی ممکن است، این کار او را از نظر روانی برآشفته کند و دست به جنایت‌ها و سرقت‌های بزرگ‌تر و جدی‌تر بزند.
آن جوان در ادامه‌ی صحبت‌هایش با گزارش‌گر صدا و سیما گفت : «ما از روی بدبختی به این کار دست زدیم.» و این جمله را دو بار تکرار کرد. به راستی کدام بدبختی است که این جوانان را به دزدی وامی‌دارد. شاید برخی بگویند این بهانه‌ی این گونه آدم‌هاست، که کار اشتباه خود را به گردن جامعه و فقر و از این دست مشکلات می‌اندازند. اما آیا نمی‌توان نقشی برای جامعه و عوامل اقتصادی در این جرایم در نظر گرفت. آیا این انسان‌های شبیه ما تنها از روی طینت و فطرت پست خود به این کارها دست می‌زنند؛ آیا تمام آنها فرصت‌های شغلی را کنار گذاشته و به دزدی روی می‌آورند؛ آیا ما برای تمام جوانانمان فرصت‌های شغلی مناسب محیاء کرده‌ایم که آنها مشغول به کار شوند. خیر؛ به راستی که بیشتر دزدی‌ها از روی فقر و بدبختی و عقده‌های اجتماعی است.
آیا مجازات بی‌آبرویی برای این جوان، که به هر دلیلی دست به سرقت زده است، مجازاتی «حساب شده» است؟ آیا با این کار ما هرگونه راه بازگشت را بر روی او نمی‌بندیم؟ در سیستم قضایی جامعه‌های صنعتی همچون آمریکا که به هر حال پیشینه‌ی علمی و نظری بیشتری از ما در امر جامعه‌شناسی و قضایی دارند، متهمان تا قبل از این که جرمشان ثابت شود از پوشیدن لباس زندان معذورند. اما در سیستم قضایی ما هر متهمی لباس زندان می‌پوشد، انگار که شخصیت و احترام اشخاص مهم نیست. سارقان را در کوچه و خیابان به سبک دوره‌ی قاجار با لباس مخصوص می‌گردانند. بدون در نظر گرفتن آینده‌ی اجتماعی آن شخص.

۴ نظر:

ناشناس گفت...

fuck the system

ناشناس گفت...

عباس عبدی در خلال مقاله خود - "به مناسبت كشته شدن یک دانشجو" - مروری دارد به طرز برخورد جوامع توسعه یافته با جرم و جنایت و مقایسه آن با کشورهایی مثل ایران:
http://www.roozonline.com/archives/2006/11/000391.php

ناشناس گفت...

مقاله متاثر کننده ای بود و باعث تاسف من شد.بسیار باعث شگفتی است که دولت مردان ایران هنوز به سبک 200 سال پیش عمل می کنند ولی نه باعث حدس میزدم دولت مردانی که از عقاید 1200سال پیش پیروی می کنند همچنین اعمالی باید عادی باشد شانس آوردیم فرهنگ ایران باعث تعدیل وحشی گری شده است و اگر نه مثل سوسمار خورها(اعراب) باید دست و پا قطع می کردیم

فرید گفت...

البته در مورد دست و پا قطع کردن، چنین مجازاتی در قانون مجازات اسلامی کشور هست اما هیچ گاه عملی نمی‌شود. با سپاس