۲۳ آذر ۱۳۸۵

انتخابات

فردا روز ۲۴ آذر است. روز انتخابات شوراهای شهر و مجلس خبرگان. این روزهای اخیر، صدا و سیما هر چند دقیقه حضور در این انتخابات را گوشزد می‌کند. حتی در برنامه‌ی کودک هم، خاله‌ی بچه‌ها با تأکید بر حضور مردم در این انتخابات برنامه را به پایان می‌برد. اما چه چیزی این انتخابات را این اندازه با اهمیت کرده است؛ آن هم این چنین انتخابی. شوراها که در دوره‌ی پیشین با سردی تمام برگزار شد و بنیادگراها توانستند در آن پیروز شوند. شورایی که تأثیر چندانی نمی‌تواند در روند کشورداری داشته باشد، چرا تا این اندازه برای جناح‌های کشور با اهمیت شده است؟
در مورد مجلس خبرگان نمی‌توان این گونه گفت. چرا که، این مجلس وظیفه‌ی نظارت بر کار رهبری را دارد. که آن هم با نقص آشکار قانون اساسی کشور اهمیت چندانی ندارد. چرا که صلاحیت کاندیداهای انتخابات مجلس خبرگان را شورای نگهبانی تأیید می‌کند که اعضایش توسط رهبر فعلی تعیین می‌شود. نمی‌دانم کدام حقوق‌دانان و سیاست‌شناسانی این قانون اساسی را تدوین کرده اند. البته شاید از زیرکی آنها باشد،‌ چرا که با این کار یک استبداد پنهان را پایه‌ریزی کرده‌اند. رهبر کشور به سبک پاپ‌های دوران قرون وسطی اما درون پوسته‌ی زیبای جمهوری، در جایگاه مادام‌العمر خود با رأی مردم می‌ماند و حتی کاستی‌های کشور هم هیچ کدام به پای او نوشته نمی‌شود، چرا که اجراییات دست رئیس جمهور منتخب مردم است. این جناح‌های حریص کشور هستند که باعث بدبختی و عقب ماندگی مردم شده‌اند.
جالب این جاست که جز تعدادی انگشت شمار، هیچ یک از صاحب نظرانی که دستی در قلم دارند و روزی دستی هم در قدرت داشتند و دم از آزادی و دموکراسی و اندیشه می‌زنند، به طرح این مشکل نپرداختند. شاید قدرت قاهره‌ی رهبری اجازه این گونه حرف‌ها را به آن‌ها نمی‌دهد. نمی‌دانم شاید این سرنوشت محتوم ماست که باید در هر دوره اسیر نابخردی‌ها و قدرت‌طلبی‌ها و سکوت‌ها بشویم. باشد که نور آزادی بر همگان بتابد.

۲ نظر:

ناشناس گفت...

امروز با یک نفر از هم وطنانم صحبت می کردم بنده خدا از گرانی ها وبد بختی هایش درد و دل می کرد و در اخر گفت آخه من فردا به کی رای دهم که وضعیت را بهتر کند ؟و بعد ادامه داد و گفت چندین بار رفتم رای دادم ولی هیچ تغییر خواصی صورت نگرفته است و به خودش دل داری می داد که این دفعه فرق می کند و ممکن است این دفعه بهتر میشود و یک ابر مرد پیدا می شود و مملکت را نجات می دهد.
به نکته ی جالبی در مورد قانون اساسی کشور اشاره کردی مبنی بر این قضیه که همه چیز از دست رهبری می گذرد حتی خبرگانی که وظیفه ی نظارت به رهبری را هم دارد از فیلتر رهبر عظیم الشعن اسلام و ایران باید بگذرد.
ولی دوست عزیز یکی دو تا اشتباه کردی
1.در قانون اساسی ایران هیچ قانون گذاری و سیاست مدار واقعی شرکت نداشته است فی الواقع خود حضرات ازام قانونی را برای خود ساختند البته با قوانین 1400 سال پیش

2. مردم ایران به امید این هستند که وضعیت بهتر می شود و یک ابر مرد نجاتشان میدهند

3. عده ی دیگری از این مردم از ترس نابودی ساکت مانده اند و به این قضایا شکایتی نمی کنند همان طور که در فراموش شده گفتم مردم ایران می دانند چه بلایی سرشان می آید ولی از ترس خاموشند

4.حربه ی این حکومت دین است مردم ایران برای دین همه کاری میکنند

5.ایرانیان همان طور که در تاریخ ثابت شده است اگر از وضعیت حکومت راضی نباشند ولی برای اینکه دست کشور های خارجی از ایران دور بماند به ظاهر هم شده است از حکومت خود طرف داری میکنند.

ببخشید پر گویی کردم

فرید گفت...

با سلام
از توجه شما بسیار متشکرم.
البته در مورد اینکه هیچ متخصصی وجود نداشته می‌توان شک کرد. چون بسیاری از زوایای قانون اساسی بسیار حساب شده است. اما در کل با نظر و حرف شما موافقم. با سپاس