همان طور که میدانید بالاخره قطعنامهی شورای امنیت علیه ایران به تصویب رسید. بر اساس این قطعنامه ایران در ردیف کشورهای تحریم شده قرار میگیرد. مفاد این قطعنامه در ظاهر تنها به فعالیتهای هستهای محدود میشود که به گفتهی تنظیم کنندگان آن در جهت فشار نیامدن به مردم ایران تنظیم شده است. اما تحلیل تحلیلگران چیز دیگری حکایت میکند. آنها این قطعنامه را گامی نخستین در جهت گامهای بعدی برای هر چه محدود کردن ایران میدانند. چرا که این قطعنامه در صورت ادامهي روند فعلی سیاست ایران برخوردهای جدیتری را پیشبینی کرده است. از جمله تحریمهای شدیدتر اقتصادی و سیاسی و حتی حملهی نظامی. و انتقال ناوهای جنگی آمریکا به خلیج فارس را در همین راستا تحلیل میکنند.
اما این حادثه، یا به بیان مناسبتر، این سرانجام مرا به یاد تاریخ انداخت؛ تاریخ ایران. ایران بارها توسط اقوام مختلف مورد تجاوز و غارت قرار گرفته است. یک بار توسط پهلوان خونخوار یونانی، اسکندر مقدونی، تاراج شد؛ بار دیگر توسط قوم تازی که اسلام به آنها جسارت و اجازت داده بود؛ باز توسط مغولها که تصمیم اشتباه و غرورآمیز خوارزمشاه بهانه شد؛ و باز توسط افاغنه که کشور را از مرد خالی یافتند. و در تمام اینها ناکارآمدی و نابخردی کشورداران باعث این تجاوزات بود. اما انگار تاریخ در حال تکرار است، باز کشور در آستانهی تجاوزی دیگر این بار از نوع آمریکاییش است. باز کشور بازیچهی نابخردیها و بزرگپنداریها این بار از نوع احمدینژادیش شده است. چرا ایران ما باید همیشه اسیر زیادهخواهیها از یک طرف و بیفکریها از طرف دیگر شود؟ آری انگار این سرنوشت محتوم ماست که هر از گاهی کسی به این کشور بتازد و آن را غارت کند. اما این بار با فریاد آزادی برای همه، حتی به زور.
۰۹ دی ۱۳۸۵
ایران، ایران من
- نوشته شده توسط
فرید
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

۲ نظر:
خوب هستید که انشاالله؟!!
بنده فکرمیکنم تغییرات در نظام لازم است هر چند که بد تر شود زیرا بد تر شدن اوضاع شاید کمکی به بهبودی کشورمان ایران بکند این نوع تفکر محتاطانه باعث و متحجرانه و از بد و بدتر بد را انتخاب کردن راه به جایی نمی برد زیرا که بالاخره روزی آقای
خامنه ای میمیرد آن وقت چه؟
چه امثال مصباح بر سر کار بیایند چه امثال رفسنجانی در هر حال ما باید خود را آماده ی همچنین روز کنیم
با سلام و تشکر خدمت آقای ایمان
من منظورم این نبود که حال دیگر ما انتخاب کنیم که کدام باشند و کدام نباشند. این بود که اگر آقای خامنهای بمانند میتوان قدم به قدم و با حوصله و همچنین در شرایط فرهنگی و اجتماعی تودهی مردم پیش رفت و حتی تا خلع سمت رهبری هم میتوان رفت. منتهی در محیط و زمان مناسب. با سپاس
ارسال یک نظر