۰۱ بهمن ۱۳۸۵

لکه‌ی ننگ واجب

-راستی فرید شنیدی رهبر مرده؟
- چی؟ از کجا می‌گی؟
-گذاشتن بعد از محرّم بگن که محرم خراب نشه.
-کی گفته اینو؟
-از بچه‌ها شنیدم.
این گفت و گویی است که چند وقتی است بین مردم می‌شنویم. یک بار هم قبل از عید غدیر شایع شده بود اما با حضور خامنه‌ای در سخنرانی شایعه‌ها پایان گرفت. اما دوباره این مطلب چه به صورت شایعه و چه حتی حقیقت بر سر زبان‌ها افتاد.
اما اگر او بمیرد چه اتفاقی می‌افتد. شاید در نگاه اول بگوییم « خدا را شکر که لکه‌ی ننگی از دامان این مملکت پاک می‌شود.» اما پس از آن چه؟ چه کسی باید جای‌گزین او شود. نگاهی خوش‌بین می‌گوید «هیچ کس. بعد از او دیگر رهبری نداریم و می‌توانیم به تحقق جمهوری راستین امیدوار باشیم.» اما آینده‌ای دیگر نیز می‌توان برای این جریان در نظر گرفت. در حال حاضر دو جریان فکری در مجلس خبرگان وجود دارد. یکی جریان تندرو و طرف‌دار حکومت اصیل اسلامی-یعنی حکومت بدون مجلس و دولت و وزیر و فقط با خلیفه- مصباح یزدی است و دیگری جریان محافظه‌کار و به قولی آبادگر، اکبر رفسنجانی، است. جناح تندرو گویی در سپاه و دستگاه دولت دارای قدرت و نفوذ است و از طرف این جناح بوی کودتا می‌آید. اما جناح دیگر از جهت امکان مالی دارای قدرت است و بسیاری رگ‌های حیات اقتصادی از جمله پروژه‌های نفتی و شرکت‌های نفتی، در دست این جناح است. که احمدی‌نژاد در ابتدای به قدرت رسیدنش با اصطلاح مافیای نفتی سعی در گرفتن این قدرت از این جناح بود. و همین طور دست گذاشتن سپاه بر روی پروژه‌های جدید نفتی را نیز می‌توان از این دست تلاش‌ها برشمرد. اما هنوز قدرت اقتصادی جابه‌جا نشده است. پس هر دو جناح قدرت‌هایی از نوع خود دارند. اما خامنه‌ای در این میان، با نفوذ خود در بسیج و تعدادی از مردم و همچنین فرماندهی کل قوا که ارتش جزء آن است، وزنه‌ای است که به آن‌ها اجازه‌ی اقدام نمی‌دهد. با مرگ او این وزنه برداشته می‌شود و صحنه‌ی قدرت کارزار این دو جناح می‌شود؛ که عواقب خوشی برای آینده‌ی کشور نخواهد داشت. پس این لکه‌ی ننگ فعلاً باید باقی بماند تا.... چه؟ هیچ. انگار ما همیشه باید بین بد و بدتر انتخاب کنیم.