۱۴ فروردین ۱۳۸۶

بوشهر و روسيه

در کلاس تاريخ از قراردادهاي ننگين مي‌خوانديم. قراردادهايي که زمامداران کشور يا به دليل ساده‌لوحي و يا به طمع ثروت و مقام شخصي، با کشورهاي خارجي مي‌بستند. قرارداد ۱۹۱۹ وثوق‌الدوله از جمله‌ي اين قراردادها بود، که همان وقت هم عده‌اي آن را ننگين ناميدند و در نهايت آن قرارداد لغو شد. اما حال چه؟ حال ديگر مسئولان کشور اشتباه سهوي يا عمدي در عقد قراردادها نمي‌کنند؟نيروگاه هسته‌اي بوشهر، نمونه‌اي است از قراردادهاي جمهوري اسلامي با ديگر کشورها. در سال ۱۹۹۵، زماني که آلمان‌ها از ادامه‌ي ساخت اين نيروگاه منصرف شدند، کار آن به پيمانکاران روسي واگذار شد. همين اکنون بيش از هشت سال و سه ماه از موعد اوليه پايان آن مي‌گذرد؛ اما پيمانکاران روس که نماينده‌ي نظر روسيه نيز هستند، به دلايل مختلف از جمله، مسائل فني که ناشي از تغيير پيمانکار پروژه است و دلايل سياسي که جديداً مطرح مي‌کنند، از اتمام پروژه سرباز مي‌زنند. چندي است که روس‌ها خواستار تعليق غني‌سازي توسط ايران در راستاي قطعنامه‌ي شوراي امنيت هستند، و به همين دليل پروژه را ناتمام گذاشته‌اند. اما چرا در حالي که هشت سال و سه ماه از موعد اوليه اين قرارداد گذشته است، مسئولين کشور ما شکايتي نمي‌کنند. واقعيت اين جاست که شکايت کرده‌اند اما به چه شکل، با اعلام اين که ما حتي حاضريم پول بيشتر بدهيم تا پروژه را تمام کنيد. آخر اين شکايت است، يا نشان از ضعف و وابستگي به روسيه. در مورد ديگر کشورها، به جز ونزوئلا و کشورهاي جنوب شرقي آسيا کسي براي ايران باقي نمانده است؛ و آنها هم کمکي به ايران نمي‌توانند بکنند. به اين دلايل است که نيروگاه بوشهر مرا به ياد قراردادهاي ننگين دو قرن اخير ايران مي‌اندازد. درست است تفاوت‌هاي زيادي بين اين قرارداد و آن قراردادها وجود دارد، ولي در کل اين وضعيت هم ناشي شده از بي‌کفايتي و ساده‌لوحي زمامداران فعلي کشورمان است. ساده لوحي از اين جهت که خيال مي کردند روسيه متحد آنهاست و به حمايت او دل بسته بودند. در حالي که روسيه در طول تاريخ خود، در مورد ايران جز به منافع خود به چيز ديگري نپرداخته است.

هیچ نظری موجود نیست: