۰۱ خرداد ۱۳۸۶

باز هم طرح افزايش امنيت

باز هم صحبت بر سر طرح خودسرانه‌ي نيروي انتظامي است. اما نه در مورد برخورد با بدحجابي، اکنون برخورد با اوباش است که مرکز توجهات جامعه‌شناسان و روشن‌فکران است. اوباشي که چند وقتي است در محلات جولان مي‌دهند و قدمتي بيشتر از حتي نيروي انتظامي دارند.
اما باز هم نفس برخورد نيست که مطرح است بلکه نحوه‌ي برخورد است که چهره‌ي اين اقدام را تيره کرده است. برخوردي که ما را به ياد دوران سياه قاجار مي‌اندازد. برخوردي توأم با تحقير مجرم و قدرت‌نمايي پليس.
اين طرح و نحوه‌ي برخورد چند پرسش را برمي‌انگيزد. اول اينکه مگر برخورد با اين افراد جزء وظايف اوليه‌ي نيروي انتظامي نيست. مگر اين وظيفه در زير مجموعه‌ي حفظ امنيت و آرامش شهروندان جاي نمي‌گيرد. پس چرا تا به حال اقدامي نمي‌کردند که بايد در قالب طرح و طرح ضربتي اين وظيفه انجام شود؟
دوم اينکه چرا به اين شکل؟ مگر آنها که به نام اراذل و اوباش دستگير مي‌شوند، جزء شهروندان نيستند. آنها که به حبس ابد محکوم نيستند. هنگامي که چنين برخوردي با شخصي بشود چگونه مي‌تواند به جامعه بازگردد. شکل اين برخورد هم در نوع خود جالب است. آفتابه که مظهر کثيفي و نجاست است به گردن آنها مي‌آويزند و حتي در مواردي لوله‌ي آن را در دهانشان قرار مي‌دهند. مجازات هيچ مجرمي تحقير و خوار شدن در مقابل جمعيت آشنا نيست. گذشته از خود مجرمان، خانواده‌هاي آنها ديگر چگونه نگاه سنگين همسايگانشان را تحمل کنند.
سوم اينکه اين طرح چه معنايي جز تبليغات و قدرت‌نمايي مي‌تواند داشته باشد؟ بر سر هر کدام از دستگيري‌ها مردم را دور خود جمع مي‌کنند و فرياد مي‌زنند که اي شهروندان بياييد و ببينيد که چگونه امنيت شما را تأمين مي‌کنيم. زين پس در خانه‌هايتان آسوده بخوابيد که پليس قدرت‌مند در صحنه حاضر است. همچنين مي‌توان اين اقدام را يک نوع دهن‌کجي به فرمانده‌ي قبلي نيروي انتظامي، يعني محمدباقر قاليباف، دانست که کاري را که او نکرد ما کرديم.
در پايان، اين اقدامات جز تأثيرات مقطعي مورد توجه نيروي انتظامي و همچنين پراکندن تخم تنفر و انزجار در بين اقشار مورد برخورد، هيچ سودي نخواهد داشت.

هیچ نظری موجود نیست: