۱۳ اسفند ۱۳۸۶

روز انتخابات

امروز ۲۴ اسفنده. ۵ روز دیگه عیده. باید با خانواده بریم خرید. تو این چند وقته، وقت نکردم. پسرم هی بهونه می‌یاره که کی می‌ریم خرید عید. دیگه امروز بهش قول دادم بریم خرید. با خانومم آماده می‌شیم که بریم. تو راه همه جا کاغذ چسبوندن برای انتخابات مجلس. اِ؛ راستی امروزه. هی تلویزیون می‌گه ها. چی کار کنیم؟ من به عنوان یک شهروند مسئول باید در تعیین سرنوشت کشورم شرکت کنم. حالا به کی رأی بدم؟ اون روز تو ماهواره می‌گفتکه رأی ندید. نمی‌دونم برای چی هی می گن رأی ندیم. مگه دموکراسی با انتخابات معنی پیدا نمی کنه. تو روزنامه هم که نوشته بود، دویست و خورده‌ای از اصلاح‌طلبا رو دوباره تأیید صلاحیت کردن. مگه رد کرده بودن که دوباره تأیید کردن. خوب دیگه حله. می‌رم رأی می‌دم. اما کی برم. الآن که باید بریم خرید. اشکال نداره سر راه حتماً صندوق مندوق گذاشتن برای رأی. همون جا یه دقیقه رأی می‌دم. حالا به کی رأی بدم؟ وقتم نمی‌شه یه نگاهی به کاندیداها بندازم. اشکال نداره به اصلاح‌طلبا رأی می‌دم. وقتی خاتمی بود باز بهتر بود. آخه اسماشون و نمی‌دونم. حالا چی کار کنیم؟ پسرم بهونه می‌گیره. هی میگه بریم این مغازه، اون مغازه. خانمم می گه بریم تو این مغازه یه نگاه بندازیم. می گم خانم یادت به جیب من هم باشه. ول کن بابا اصلاً رأی نمی‌دم. این ماهواره‌ای‌ها حتماً یه چیزی می‌دونن که می‌گن رأی ندید. بی‌خیال، بریم یه چیزی برای بچه بخریم. بعدشم بریم خونه. یه چیزی می‌شه دیگه.

۱ نظر:

ناشناس گفت...

Hello. This post is likeable, and your blog is very interesting, congratulations :-). I will add in my blogroll =). If possible gives a last there on my blog, it is about the Celular, I hope you enjoy. The address is http://telefone-celular-brasil.blogspot.com. A hug.