چانهام را بر دستانم میگذارم و به روبرو خیره میشوم. تعدادی جعبه روی هم روبرویم قرار دارد. صدای گیتار برقی در فضا پیچیده است. ساعت ده و پنجاه دقیقه به وقت لس آنجلس است.
دیروز دوباره اخباری از ناآرامیهای ایران گرفتم و سخنرانی خامنهای در مورد آن. میخواهم چیزی بنویسم اما افکارم جمع نمیشود. میخواهم بگویم که این ناآرامیها نتیجهی همهی آن محدودیتهاست. این جمعیت خروشان، همان جمعیت خاموشی بود که ناکارآمدی و فشارهای دولت بنیادگرا آنها را به صدا درآورد. میخواهم بگویم که وقتی حتی حق سادهی انتخاب رئیس جمهور را از آنها میگیرید؛ دیگر چگونه خود را جمهوری مینامید. حال اسلامیاش به کنار. میخواهم بگویم که نشود بعد از چندی شما هم در تلویزیون بگویید، "صدای ملت را شنیدم." میخواهم فریاد بزنم، دست این جلادان را از جان مردم کوتاه کنید. جلادانی که مشخص نیست بر چه اصولی اینگونه وحشیگری میکنند.
نسیم خنکی بر من میوزد. کمی سردم است. صدای موسیقی راک فضا را پر کرده است.
دیروز دوباره اخباری از ناآرامیهای ایران گرفتم و سخنرانی خامنهای در مورد آن. میخواهم چیزی بنویسم اما افکارم جمع نمیشود. میخواهم بگویم که این ناآرامیها نتیجهی همهی آن محدودیتهاست. این جمعیت خروشان، همان جمعیت خاموشی بود که ناکارآمدی و فشارهای دولت بنیادگرا آنها را به صدا درآورد. میخواهم بگویم که وقتی حتی حق سادهی انتخاب رئیس جمهور را از آنها میگیرید؛ دیگر چگونه خود را جمهوری مینامید. حال اسلامیاش به کنار. میخواهم بگویم که نشود بعد از چندی شما هم در تلویزیون بگویید، "صدای ملت را شنیدم." میخواهم فریاد بزنم، دست این جلادان را از جان مردم کوتاه کنید. جلادانی که مشخص نیست بر چه اصولی اینگونه وحشیگری میکنند.
نسیم خنکی بر من میوزد. کمی سردم است. صدای موسیقی راک فضا را پر کرده است.

۳ نظر:
سلام.فرید جان نوشته ات راخوندم. به نظرمن در کشوری که قدرتی به نام رهبر آن هم چنین رهبری وجود دارد چیزی به نام ریس جمهور معنا ندارد. زیرا حرف آخر حرف رهبر است.حال گیرم موسوی و امثال موسوی واقعا خوب باشند و دلسوز کشور باشد. به نظر من این حکومت از پایه و اساس که منشا آن قانون اساسی آن است ایراد دارد؛که به نظر من تنها راه نجات کشور ایران نه انقلاب نه انتخابات ریاست جمهوری بلکه تغیرات جدی در قانون اساسی است. و حذف رهبر از سیاست.در غیر این صورت اصلاح طلبی نیز بی فایده است. داریوش.ر
سلام.فرید جان نوشته ات راخوندم. به نظرمن در کشوری که قدرتی به نام رهبر آن هم چنین رهبری وجود دارد چیزی به نام ریس جمهور معنا ندارد. زیرا حرف آخر حرف رهبر است.حال گیرم موسوی و امثال موسوی واقعا خوب باشند و دلسوز کشور باشد. به نظر من این حکومت از پایه و اساس که منشا آن قانون اساسی آن است ایراد دارد؛که به نظر من تنها راه نجات کشور ایران نه انقلاب نه انتخابات ریاست جمهوری بلکه تغیرات جدی در قانون اساسی است. و حذف رهبر از سیاست.در غیر این صورت اصلاح طلبی نیز بی فایده است. داریوش.ر
با سلام خدمت داریوش عزیز.
آری تا اندازهای حق با توست، اما این تغییری که تو میگویی تغییری آرامانی است که حتی تصوری هم از آن نداری. اما رسیدن به این گونه تغییرها نیازمند تغییراتی کوچکتر و در سطح ناحساس تر رژیم است. با سپاس.
ارسال یک نظر