۳۰ تیر ۱۳۸۸

رؤیایی در تهران

دیشب رؤیایی داشتم. در بد یا خوب بودنش مطمئن نیستم. قطعاً در ایران بودیم. فضا فضای شورش بود. من تماشاگر بودم. چرا که هر دو طرف را از نزدیک می‌دیدم. جریان در آپارتمانی می‌گذشت. بسیجی‌ها تعدادی از معترضان را در اتاقیاز یک آپارتمان محاصره کرده بودند. در بسته بود. بسیج یان دست به آتش زدن آپارتمان زدند. در حالی که آپارتمان در حال سوختن بود یکی از بسیجیان که عصبانی‌تر از بقیه به نظر می‌رسید فریاد می‌زد که بیرون بیایید. چهار نفر داخل اتاق بودند. بعد از اینکه آن بسیجی از بیرون آمدن آن‌ها ناامید شد اقدام به شکستن در کرد. در آن هنگام همه‌ی دیگر بسیجیان رفته بودند. در حالی که او در را می‌شکست، معترضان راهی به بیرون یافتند. همه رفتند جز یکی از آنها که باقی ماند با زنجیری در دست. هنگامی که آن بسیجی به داخل آمد زنجیر را بر گردنش انداخت و فشار داد. آن قدر که به مرگ او منتهی شود. در این حال آن بسیجی خود و او را به دیوار می‌کوبید تا که او رهایش کند. اما چنین قصدی وجود نداشت. کینه و ترس توأمان در وجود او فشار را بر زنجیر بیشتر می‌کرد. در این هنگام معترضان دیگر اتومبیلی یافته بودند تا فرار کنند. قدری برای او ایستادند اما در نهایت رفتند. آن بسیجی در حالی که در بقل او افتاده بود، زنجیر بر گردن جان داد. آپارتمان در آتش می‌سوخت.

۲۵ تیر ۱۳۸۸

در لزوم حفظ هدف اولیه

نگاهی به حرکت‌های مردمی اخیر، آن را نه به عنوان یک اعتراض خیابانی چند روزه بلکه به عنوان یک حرکت هدف‌دار می‌نمایاند. حرکتی که اگر دارای برنامه نیز باشد می تواند به هدفش برسد. اما به دلیل مشکلات و مسائل متعدد ایران و همچنین تنوع خواست‌های قشری و حتی قومی، بیم این می‌رود که این حرکت که با هدف تجدید انتخابات شروع شد به حرکتی با هدف‌های متفاوت و گاهی متضاد تبدیل گردد. که این هدف‌ها گاهی از خط قرمز‌های هر دستگاه حکومتی، یعنی برجا ماندن، می‌گذرد؛ و این نتایج بدی به همراه خواهد داشت. یکم این که، با عبور از این خط قرمزها این جواز به طور رسمی به تمام نیرو‌های حفاظتی داده می‌شود که به هر شکل این حرکت را باز دارند. و این نتیجه‌ای جز روزی خونین و در ادامه پایان این حرکت ندارد. دوم این که، با توجه به ماهیت حرکت اصلاح طلبی، که در حال حاضر پرچم‌دار این حرکت است، عبور از خط قرمز حفظ نظام خود به خود حمایت این گروه را غیر ممکن می‌سازد؛ که با وجود عدم رهبری غیر از موسوی، خاتمی و حتی کروبی، این مسأله منجر به پراکندگی این حرکت‌ها و تضعیف و در نهایت پایان آن می‌شود. همچنین حتی اگر فرض کنیم که اصلاح طلبان ماهیت خود را تغییر دهند و به گروهی ضد حکومت تبدیل شوند، باز بیم از دست روی نیروهای تأثیرگذار دیگری می‌رود که در حال حاضر جزء حامیان این حرکت محسوب می‌شوند؛ مقصود نیروهایی است که گرد هاشمی رفسنجانی جمع هستند. وجود این نیروها هست که این حرکت را متفاوت از همه‌ی حرکت‌های این چنینی در گذشته می‌کند. پس با توجه به آنچه گفته شد، لزوم حفظ سطح خواسته‌ها در حد اهداف اصلاح طلبی کاملا احساس می‌شود.