نگاهی به حرکتهای مردمی اخیر، آن را نه به عنوان یک اعتراض خیابانی چند روزه بلکه به عنوان یک حرکت هدفدار مینمایاند. حرکتی که اگر دارای برنامه نیز باشد می تواند به هدفش برسد. اما به دلیل مشکلات و مسائل متعدد ایران و همچنین تنوع خواستهای قشری و حتی قومی، بیم این میرود که این حرکت که با هدف تجدید انتخابات شروع شد به حرکتی با هدفهای متفاوت و گاهی متضاد تبدیل گردد. که این هدفها گاهی از خط قرمزهای هر دستگاه حکومتی، یعنی برجا ماندن، میگذرد؛ و این نتایج بدی به همراه خواهد داشت. یکم این که، با عبور از این خط قرمزها این جواز به طور رسمی به تمام نیروهای حفاظتی داده میشود که به هر شکل این حرکت را باز دارند. و این نتیجهای جز روزی خونین و در ادامه پایان این حرکت ندارد. دوم این که، با توجه به ماهیت حرکت اصلاح طلبی، که در حال حاضر پرچمدار این حرکت است، عبور از خط قرمز حفظ نظام خود به خود حمایت این گروه را غیر ممکن میسازد؛ که با وجود عدم رهبری غیر از موسوی، خاتمی و حتی کروبی، این مسأله منجر به پراکندگی این حرکتها و تضعیف و در نهایت پایان آن میشود. همچنین حتی اگر فرض کنیم که اصلاح طلبان ماهیت خود را تغییر دهند و به گروهی ضد حکومت تبدیل شوند، باز بیم از دست روی نیروهای تأثیرگذار دیگری میرود که در حال حاضر جزء حامیان این حرکت محسوب میشوند؛ مقصود نیروهایی است که گرد هاشمی رفسنجانی جمع هستند. وجود این نیروها هست که این حرکت را متفاوت از همهی حرکتهای این چنینی در گذشته میکند. پس با توجه به آنچه گفته شد، لزوم حفظ سطح خواستهها در حد اهداف اصلاح طلبی کاملا احساس میشود.
۲۵ تیر ۱۳۸۸
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

۴ نظر:
مطلب جالبی بود ممنون از توجهت به این مسئله.
من کمی مسئله را پیچیده تر میبینم، مردمی که خواستار تغییر وضعیت هستند، زیرا که فشار اقتصادی در گزینه اول و مسئله ی آژادی در درجه ی دوم پای بر گَرده آنها گذاشته. مردمی که نمیتوانند بیشتر از آنچه این چند روزه دیده شد خون دهند و از جان بگذرند. و البته در میان همین مردم عده ای جیره خوار حکومتی هست ، عده ای بیطرف که تنها میخواهند زندیگی کنند و کاری ندارند و عده ای سرمایه دار که خودشان را درگیر این قضایا نمیکنند و خواستار این هستند که این مسائل نباشد زیرا که یک روز هم بسته شدن دکانشان برایشان یک روز است.
اگر ساده نگاه کنیم این مردم ما هستند.
اما حکومت، عده ای بسیجی که دست آخر با یک اشک تمساح رهبر، چنان خون جلوی چشمانشان را میگیرد که وقتی یک هموطن خود را میزنند دشمن ناموس و وطن را مورد ضرب و شتم قرار میدهند.
قدرتی که پشت صحنه بر خلاف همه آنچه فکر میکردیم رهبر قدرت قابل ملاحظه ای دارد و فقط یک نماد نیست.
حقیقت این بود که رفسنجانی کمتر از آنچه فکر میکردیم بود و دیدیم که عملاً کار خاصی نکرد در طی این جریان ها و با توجه به اینکه توهین های زیادی بهش شده بود.
بازی قدرتها بازی عجیبیه که من سر ازش در نیاوردم
ممنون از نظرت.
سلام.دارویش هستم.
سوالاتی داشتم.
به نظر تو مردمی که که در تضاهرات اخیر بودن برای خود آرمان و هدف خاصی داشتن؟
آیا همه کسانی که در تضاهرات بودن و خواهند بود طرفدار دولت اصلاح طلبی بودن وهستن ؟
با نوجه به بعضی از مسائل (تحریکات تلوزیونهاوخبرهای خارجی) حرکت مردم از روی احساسات نیست؟
مرسی. من این سوال ها را کردم تا شاید بهتر جواب بدم.
خدمت داریوش عزیز.
آن مردم هدفی داشتند و دارند و آن حمایت از کاندیدای خود است. این حمایت از قبل از انتخابات شروع شد و بعد از آن هم ادامه پیدا کرد. به تظاهرات با سکوت آنها توجه کن. این نه از سر احساسی بودن بلکه از سر چیزی خواستن بود. این بار با دفعات قبل فرق میکند.
ارسال یک نظر