۲۱ فروردین ۱۳۸۶

رئيس جمهور من

چهره‌ات گشاده‌تر از هميشه بود. حتي از زماني که حکم رئيس جمهوريت را از دست رهبر گرفتي. آري، در جايگاه يک بخشنده بودن که تنها از روي رأفت و محبت عده‌اي را آزاد مي‌کند، بسيار مسرور کننده است. وقتي در جايگاه فرمانده‌ي سپاه مدال افتخار اعطاء مي کني، احساسي نيکو دست مي‌دهد.
اما من پيش‌تر از اين هم چهره‌ات را شاد ديده بودم. وقتي که در ميان مردم شهرستان‌ها بودي و همه برايت هورا مي کشيدند و عکست را بر روي دست گرفته بودند. و تو را اميدي براي بهبود زندگيشان مي‌دانستند. و تو برايشان با لهجه‌ي خودشان سخن مي‌گفتي. وقتي که به مردم وعده‌ي نان مي‌دادي و آنان را عزت مي‌دادي. وقتي به پرسش‌هاي خبرنگاران با ديده‌ي تحقير پاسخ مي‌گفتي که انگار آنان کودکاني در حال بازيند. وقتي فريادهاي مرگ بر ديکتاتور را فريادهاي اقليت مخالف از روي آزادي مي‌پنداشتي. وقتي در کسوت يک محقق، خاطره‌ي بد يک امت را به زير سؤال مي‌بردي. آري، آن زمان هم چهره‌ات خندان بود.
خوب به ياد دارم آن زماني را که مي‌گفتي مي‌خواهم نفت را بر سر سفره‌هاتان بيآورم. آن زماني را که گفتي دست دزدان و خيانت‌کاران را کوتاه مي‌کنم. همه‌ي اين‌ها را با لبخند گفتي. اما چه شد، کدام نفت و کدام خيانتکار. ما که جز گراني بيشتر و وعده‌هاي بيشتر چيزي نديديم. ولي باز هم تو خنديدي. از آن وعده‌ها تنها خنده‌هاي تو باقي مانده است. تنها خنده‌هايت ... .

۲ نظر:

ناشناس گفت...

مطلب جالبی بود و باعث خنده، نه، تاسف بنده شد.
آقای رئیس جمهور که رجائی 2 نامیده شده است و با خنده های تحقیر آمیزش یا شایدم از روی بی عقلی باعث گول زدن عده ای زیادی از مردم شده است به جز تحقیر ایران و ایرانیان چیزی برای ما به بار نیاورده است
البته نیز حق دارد امام راخل نیز قول بر سر سفره آوردن نفت را داده بود او هم شاگرد همان امام است
در انتها تنها می توانم.بگویم که جواب آیندگان را چگونه می تون داد؟ امیدوارم حرفی برای گفتن داشته باشیم

ناشناس گفت...

agha kheili bahal bod hesabi hal kardam vaghti khondamesh